75آگاه ساخت كه تو در اينباره اختيارى ندارى. بلكه ماجراى او به خدا مربوط است كه على(عليه السلام) را وصى و ولى امر پس از او گردانَد و مقصود خداى متعال همين بود.
چگونه پيامبر(صلى الله عليه و آله) اختيارى ندارد با اينكه بدو تفويض كرد هرچه را او حلال كرده، حلال و هرچه را حرام كرده، حرام است. آنجا كه مىفرمايد: «آنچه را رسول خدا(صلى الله عليه و آله) برايتان آورده، بگيريد [و اجرا كنيد] و از هرچه شما را نهى كرده، خوددارى نماييد». 1
به هر حال، حاصل همه مطالب گذشته اين است كه آنچه از امر تشريع و قانونگذارى به ايشان(عليهم السلام) تفويض شده، اين نيست كه با اراده خود و بدون هيچ وحى و الهامى، هرچه را بخواهند حلال، و هرچه را بخواهند، حرام نمايند؛ زيرا چنين موضوعى به ضرورت عقلى و نقلى باطل است. بلكه مقصود از تفويض در تشريع اين است كه با اذن خدا باشد؛ بدينمعنا كه خداى متعال هنگامى كه عقول آنها را كامل گرداند و بهگونهاى تربيتشان كرد كه جز خواسته خدا چيزى را اختيار نكنند، برخى تشريعات را به آنان تفويض كرد تا مقام و جايگاه ايشان را در پيشگاه خود آشكار سازد.
در پايان درخور ذكر است كه اين مبنا در تفويض تشريع و قانونگذارى به پيامبر(صلى الله عليه و آله) و امامان معصوم(عليهم السلام)، با نظريهاى كه برخى بدان قائلند و مىگويند امامان، تنها راوى از پيامبرند و
جز همين اندازه در تشريع نقش ندارند، تفاوت دارد. واضح است كه بنابر نظريه اين گروه، ولايت تشريعى براى امامان و اهلبيت(عليهم السلام) معنا ندارد.