74بكاهد، در خشكى تفريط نابود مىشود و در راستاى شناخت آنان كه بر مؤمن واجب است، حق خاندان محمد را ادا نكرده است. آنگاه فرمود: اى محمد! اين مطلب را بگير (بياموز) كه از علم مخزون و مكنون [خدا] مىباشد. 1
بنابراين بين تفويض قانونگذارى به پيامبر(صلى الله عليه و آله) و سخن خداى متعال كه فرمود: «تو هيچگونه اختيارى ندارى»، (آل عمران: 128) منافاتى وجود ندارد و دليل آن روايت «جابر جعفى» است كه مىگويد:
آيه لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ 2 را نزد امام باقر(عليه السلام) قرائت نمودم. حضرت فرمود: آرى، به خدا سوگند همه چيز در اختيار اوست. ولى نه آنگونه كه تو عقيده دارى. بلكه تو را آگاه مىسازم آنگاه كه خداى تبارك و تعالى به پيامبرش دستور داد كه ولايت على(عليه السلام) را ابراز و اعلان نمايد، درباره دشمنى قومش و شناختى كه نسبت به آنها داشت، انديشيد و دشمنى قومش بدين جهت بود كه رسولخدا(صلى الله عليه و آله) على(عليه السلام) را به سبب ويژگىهايش بر همه برترى داده بود؛ زيرا وى نخستين كسى بود كه به رسولخدا(صلى الله عليه و آله) و فرستاده حق ايمان آورد و يارىكنندهترين مردم نسبت به خدا و رسول او و جنگاورترين آنها نسبت به دشمن خدا و رسول بود و بيش از آنها نسبت به مخالفان خدا و رسول دشمنى مىكرد و در برترى علمش كسى نتوانست با او برابرى كند و شرف و ديگر فضيلتهاى او كه قابل شمارش نيست.
آنگاه كه پيامبر(صلى الله عليه و آله) درباره دشمنى و حسد قومش با
او در [برخوردارى وى از] اين ويژگىها انديشيد، نگران شد. خدا او را