93 فرموده كه دربارۀ خبررسانى فاسقان، تحقيق و بررسى كنند، آنجا كه مىفرمايد: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلىٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِينَ . 1
اگرچه خداوند به بررسى اخبار فاسقان امر نموده، ولى به ردّ اخبار آنها دستور نداده است. اين فرمان الهى مبيّن آن است كه گاهى خبر فاسق نيز راست است. در نتيجه مىتوان گفت، يقين جزايرى به اينكه، اين خبر (كه به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت داده شده) دروغى بيش نيست، درست نبوده و مطابق قواعد علمى نيست؛ مگر اينكه وى ادعا كند قدرتى الهى دارد كه با آن مىتواند روايت و خبر دروغ را تشخيص بدهد... و چنين ادعايى محتاج به اثبات و دليل است. 2
شايد علت يقينكردن جزايرى به دروغبودن احاديث اين باب از كافى، اين است كه بر وى گران آمده كه پيراهن آدم و خاتم سليمان و عصاى موسى عليهم السلام نزد حضرت على عليه السلام باشد. هرچند خود آنها روايت كردهاند «دابّةالأرض» 3 كه در آخرالزمان آشكار مىشود، در حالى بيرون مىآيد كه خاتم سليمان و عصاى موسى در دست اوست.
دراينباره ترمذى روايتى نقل كرده و آن را حسن دانسته است. همچنين ابن ماجه، احمدبنحنبل، طيالسى، حاكم و عدهاى ديگر، از ابوهريره روايت كردهاند كه رسولخدا (ص) فرمود: «دابّه با خاتم سليمان و عصاى موسى بيرون مىآيد و مؤمن را