94 روسفيد مىكند و بر بينى كافر مُهر مىزند...». 1
از حضرت على عليه السلام دربارۀ «دابّةالأرض» سؤال شد و ايشان فرمود: «اما به خدا قسم كه دم ندارد و داراى ريش است». 2
ماوردى مىگويد: «اين سخن از على[ عليه السلام ] اشاره دارد به اينكه «دابّةالأرض» از نوع إنسان است؛ هرچند به آن تصريح نكرده است». 3
قرطبى هم مىگويد:
به همين سبب، بعضى از مفسرين متأخر مىگويند: «حقيقت نزديك بهواقع اين است كه «دابّه» انسانى است سخنگو كه با اهل بدعت و كفر، مناظره و مجادله مىكند تا حجت بر آنها تمام شود؛ هركس هلاك شود، از روى دليل و بينه هلاك گردد و هركس نجات يابد، از روى دليل باشد». 4
دليل ديگر بر اينكه دابه از نوع انسان است، سخن گفتن او با مردم است؛ چنانكه در آيه 5، تُكَلِّمُهُمْ آمده است: «و مؤمن را از كافر جدا مىكند و همانا دابه، مؤمن را با عصا علامتگذارى كرده، كافر را با خاتم مُهر مىكوبد... و تمام اين صفات و كارها متعلق به انسان است، نه غير او».
به هر حال، اگر قبول كنيم كه «دابّةالأرض» همان على بن ابىطالب عليه السلام است، از انصاف به دور است كه منكر وجود عصاى موسى و انگشتر سليمان نزد او شويم و اگر بگوييم غير اوست، باز هم از انصاف به دور است كه وجود عصا و انگشتر نزد آن حضرت