92 به ارثمانده از پيغمبران را از چشم مردم دور نگه مىداشتند؛ تا بدانجا كه در رواياتى كه اهل سنّت از ايشان (ص) نقل كردهاند، هيچ نشانه و اثرى از آنها نيست. اين بدانجهت بود كه بعد از ايشان بر اهلبيت عليهم السلام فشار نياورند و آن آيات و نشانهها را به زور از آنها نگيرند؛ چنانكه از غير اهلبيت عليهم السلام به زور مىگرفتند.
***
جزايرى مىگويد: لازمۀ دوم: با نسبتدادن اين سخن به على[ عليه السلام ]، (روايت اوّل و دوم) به ايشان نسبت دروغ دادهايد.
پاسخ به جزايرى: قبلاً گفتيم كه تمام روايات اين باب از كتاب كافى، ضعيفاند. بنابراين ما علم به صدور اين سخن از اميرالمؤمنين عليه السلام نداريم و نگفتهايم كه بهيقين، حضرت چنين سخنى فرمودهاند تا اينكه نسبت دروغ به ايشان يا ما داده شود. درحالىكه حتى اگر روايت صحيح باشد، براى ما قطع به صدور حاصل نمىشود.
علاوه بر اين، مرحوم كلينى (ره) اين روايت را از ديگران نقل كرده و خودش نمىگويد «حضرت على عليه السلام فرموده» تا اينكه او را به دروغبستن بر حضرت على عليه السلام متهم كنيم؛ ايشان فقط مىگويد: «فلانى به من خبر داده از فلانى كه حضرت على عليه السلام چنين و چنان فرموده است». كلينى در اينكه فلانى به او خبر داده است، راست مىگويد. اما اينكه حضرت على عليه السلام آن سخن را فرموده يا نه، اطلاعى نداريم و [در قيامت هم] از اين جهت، سؤال و محاسبه نمىشويم.
معلوم نيست چرا جزايرى يقين كرده كه حضرت على عليه السلام چنين سخنى را نفرموده است؛ با اينكه اين سخن، تناقضى با قرآن كريم ندارد و با سنت متواتر و اجماع قطعى و حكم عقل هم مخالف نيست.
به علاوه، ضعيف بودن يك روايت، دليل بر عدم صدور آن نمىشود؛ هرچند بعضى از راويان آن، به دروغگويى معروف باشند؛ زيرا چه بسا فردى بسيار دروغگو، گاهى سخن راست هم بگويد. به همين جهت، خداوند متعال به بندگان مؤمن خود دستور