56 كردهاند؛ زيرا اگر حضرت على عليه السلام قرآن را جمع كرده باشد، چگونه براى ائمه ديگر ممكن مىشود جمعكردن آنچه قبلاً جمع شده است؟!
از ظاهر احاديث برمىآيد كه همۀ روايات اين باب براى تأكيد اين حقيقت بيان شدهاند كه ائمه اهل بيت عليهم السلام ، تفسير قرآن و تمام معانى آن را مىدانستند و احكام قرآن را آنچنانكه خدا اراده كرده، مىشناختند و هيچكس از اين امت نمىتواند چنين ادعايى بكند. اما معنايى كه جزايرى براى جمع قرآن بيان كرده، از اين دو حديث و ديگر احاديث اين باب فهميده نمىشود.
معناى دوم
مقصود از جمعآورى قرآن، آنچنانكه نازل شده، يعنى گردآورى آن در يك كتاب؛ به اين ترتيب كه آيات منسوخ قبل از ناسخ و آيات مكى قبل از مدنى و به ترتيب نزول آيات باشد و جمعآورى قرآن به اين صورت براى هيچيك از امت پيامبر (ص) حاصل نشد، مگر براى حضرت على عليه السلام .
روايتى را ابن سعد و ابن ابىداوود و غير اين دو، از محمد بن سيرين نقل كردهاند كه مىگويد:
هنگامى كه پيامبر (ص) از دنيا رفت، حضرت على عليه السلام در بيعت با ابوبكر تأخير كرد. ابوبكر او را ملاقات كرد و گفت: «آيا از اميرشدن ما ناخرسندى؟» فرمود: «نه. ولى با خود سوگند خوردم كه جز براى نماز، عبا بر دوش نگذارم تا اينكه قرآن را جمعآورى كنم». و گمان همه اين بود كه ايشان قرآن را به ترتيب نزول آيات جمع كرده است. محمدبنسيرين مىگويد: «اگر كسى دستش به آن كتاب برسد، به علم حقيقى دست يافته است». 1