57سيوطى مىگويد:
ابن اشته در مصاحف، اين حديث را به صورت ديگر از ابن سيرين نقل كرده است كه در آن آمده، او (على عليه السلام ) در مصحف خودش، ناسخ و منسوخ را نوشته است. ابن سيرين مىگويد: «به جستوجوى آن كتاب پرداختم و نامهاى دراينباره به مدينه نوشتم، ولى آن را نيافتم». 1
***
لوازم مترتب بر اين دو حديث از منظر جزايرى
لازم اول: تكفير مسلمانان غير شيعه
گفتۀ ابوبكر جزايرى كه، هدف از اين اعتقاد، تكفير همۀ مسلمانان به جز ائمه اهل بيت و شيعيان آنهاست، گفتارى مردود و باطل است؛ زيرا اعتقاد به اينكه اهل بيت عليهم السلام ظاهر و باطن تمام قرآن را جمعآورى كردهاند، يعنى علم به تفسير قرآن داشته و معانى و احكام قرآن را آنگونه كه خدا اراده كرده است، فهميدهاند و كسى جز آنها چنين علم و شناختى ندارد، مستلزم تكفير هيچيك از اهل قبله نيست؛ بلكه اين مسئله از باب تمام كردن نعمت از سوى خداوند بر اين امت است كه ميان آنان امامانى هدايتگر بهسوى حق و عدالت قرار داده است.
اگر هم فرض كنيم كه مراد از جمع قرآن در اينجا، همان جمعآورى الفاظ قرآن باشد، چنانكه جزايرى گمان كرده، باز هم مستلزم تكفير هيچيك از مسلمانان نيست؛ زيرا قرآن كامل فقط نزد ائمه عليهم السلام و شيعيان آنهاست و درباره مسلمانانى كه قرآن را به صورت ناقص گرفتهاند، كه بعضى از آيات يا كلمات آن افتاده است، مىتوان احتمال داد كه آن مقدار نقص و افتادگى، از مسائلى باشد كه اعتقاد به آنها واجب و لازم نيست و جهل به آن، ضررى به اعتقاد يك مسلمان وارد نمىكند. اگر شناختن و اعتقادداشتن