55 اين عقيده كافى است.
پاسخ به جزايرى: منظور از جمعآورى و حفظ قرآن در دو حديث ذكر شده، جمعكردن سورهها و آيات قرآن در يك كتاب نيست. بلكه مقصود، يكى از دو معناى زير است:
معناى اول
منظور از جمعآورى و حفظ، علم به تفسير قرآن و شناخت احكام و معارف آن است. شاهد اين معنا فرمودۀ امام عليه السلام در حديث دوم است كه فرمود: «جز اوصياى پيغمبر (ص) كسى را نرسد كه ادعا كند ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست».
از اين روايت ظاهر مىشود كه اگر مراد از جمعآورى قرآن در اين حديث، جمعآورى الفاظ قرآن در يك كتاب باشد، بىشك بيشتر مسلمانان مىتوانستند ادعا كنند كه تمام قرآن نزد آنهاست. اما ادعاى علم به قرآن و شناخت آيات و معانى ظاهرى و باطنى آن، همانگونه كه خداوند متعال نازل فرموده است، فقط توسط اهل بيت پيامبر عليهم السلام صورت گرفته و هيچكس چنين ادعايى نكرده است. فرمودۀ امام عليه السلام به «ظاهر و باطن قرآن» نيز به همين مطلب اشاره دارد؛ زيرا اين اصطلاح ظاهر و باطن قرآن 1 دربارۀ معانى قرآن به كار مىرود، نه الفاظ آن و جمعكردن ظاهر و باطن قرآن، بهمعناى احاطه و اشراف بر معانى تمام آيات كتاب خداست. بنابراين اگر منظور از ظاهر، لفظ قرآن و مقصود از باطن، معناى آن است، در اين صورت معنا چنين مى شود: «بهجز اوصياى پيغمبر (ص) هيچكس نمىتواند ادعا كند كه علم به همۀ الفاظ و معانى قرآن نزد اوست».
اگر مراد از جمعآورى قرآن، همان جمعكردن كامل الفاظ آن در يك كتاب باشد، به هيچ وجه درست نيست كه بگوييم، جز امام على عليه السلام ، ائمۀ ديگر عليهم السلام نيز قرآن را جمع