44ب) شايد پيامبر (ص) چون مىدانست عمر مىخواهد به مضمون آن برگه كه شامل عقائد فاسد و احكام باطل يا منسوخ است، عمل كند، وى را نهى كرد. اين بدان معنا نيست كه ايشان نقل مطالبى مانند دعا، موعظه و مانند آن را نهى كرده باشد.
ج) شايد پيامبر (ص) بيم آن را داشت كه مسلمانان، به تورات و انجيلى كه در دست اهل كتاب است، توجه كنند و به چيزى از آنها اعتقاد پيدا كنند كه صحيح نيست يا به چيزى عمل كنند كه جايز نيست. ازاينرو عمر را نهى كرد تا درِ اين فتنه بهسوى دين باز نشود. 1
ابوبكر جزايرى مىگويد: هر مسلمانى به هر شكلى از اشكال معتقد شود كه از قرآن يا بعض آن بىنياز است، مرتد شده و از دايرۀ اسلام خارج است.
پاسخ به جزايرى: ما در اينكه جايز نيست يك مسلمان، قرآن مجيد را كنار گذاشته و مهجور نمايد يا معتقد باشد با وجود كتابهاى ديگر، به قرآن نيازى نيست هيچ نزاعى نداريم؛ زيرا بحث در اين است كه آيا شيعۀ اماميه، چنانكه جزايرى گمان كرده، واقعاً معتقد است كه با وجود تورات و انجيل مىتوان از قرآن بىنياز شد؟!
البته عقيدۀ شيعۀ اماميه دربارۀ قرآن، روشنتر از آن است كه محتاج به توضيح و بيان باشد. ولى براى روشن شدن ذهنها و پاسخ به ياوهگويان، مطالبى را از علماى بزرگ اين مذهب دربارۀ عقيدهشان به قرآن، بيان مىكنيم:
1. ابوجعفر محمد بن على بن بابويه، معروف به شيخ صدوق (ره) (متوفاى 381ه.ق) مىگويد:
ما معتقديم كه قرآن، سخن خدا، وحى، فرستاده و كتاب اوست؛ باطل از پس و پيش در آن راه ندارد؛ از سوى حكيمِ عليم نازل شده، در بردارندۀ داستانهاى