43 حديث مذكور چنين مىشود كه از بنىاسرائيل احاديثى را نقل كنيد كه علم به دروغبودن آنها نداريد، و اما مطالبى را كه احتمال صحت و وقوع آن را مىدهيد اشكالى ندارد كه احاديثى از آنان دربارۀ آن نقل كنيد». 1
مناوى مىگويد:
مراد از «حدّثوا عن بنياسرائيل» در حديث مذكور، اين است كه قصهها، پند و اندرزها و مانند آن را كه معنايشان روشن است، از بنىاسرائيل نقل كنيد؛ زيرا در نقل اين امور، براى خردمندان عبرتهاست. بر شما باكى نيست در نقل حديث از آنها؛ هرچند بدون سند باشد؛ چون آوردن سند بهسبب فاصلۀ زمانى زياد، ممكن نيست. پس غلبۀ ظنّ به اينكه آن مطالب از آنهاست، كافى است. بله، اگر معناى آن حديث و مطلب روشن نباشد، نقل آن اشكال دارد. 2
جزايرى مىگويد: چگونه قرائت آن كتابهاى منسوخ و تحريف شده جايز است، حال آنكه وقتى رسول خدا[ (ص) ]، عمر بن خطاب را درحالىكه برگهاى از تورات در دستش بود، مىبيند، به تندى او را با اين گفتار سرزنش مىكند: «مگر من براى شما شريعتى نورانى و پاكيزه نياوردهام؟»
پاسخ به جزايرى: چنانكه گذشت، كتابهاى پيامبران گذشته - كه نزد اهلبيت عليهم السلام باقى هستند - از تحريف مصون مانده است. ازاينرو، نقل مطالبى از آنها در موضوعاتى مانند دعا و موعظه جايز است؛ هرچند اين كتابها منسوخ شدهاند. اما در اين سرزنش و نهى پيامبر (ص) (خطاب به عمر) چند احتمال وجود دارد:
الف) شايد اين ماجرا در آغاز بعثت بوده، و بعد از استقرار احكام اسلامى در جامعه، اين نهى برداشته شده است؛ چنانكه از ابن حجر نيز اين مطلب را نقل كرديم.