253 حديث مىرسد (با كمى اختلاف). 1
علاوه بر تمامى مطالب ذكرشده، توجه به اين نكته لازم است كه خود اهل سنّت به مذاهب زيادى تقسيم شده و در بيشتر مسائل نيز با يكديگر اختلاف دارند و نظريات زيادى در بين ايشان سر برآورده است. اينجاست كه بايد پرسيد، اين سنّت صحيح، خالى از دروغ، در كجاست كه ما را ملزم به برگشت به آن مىكنند تا بدين وسيله اختلاف پيش آمده از ميان برداشته شود؟!
همۀ امامان اهل سنت، داراى فتواها و سخنان عجيب و شگفتآورى هستند كه با كتاب خدا و سنّت پيغمبرش (ص) در تعارض است. زمخشرى در اينباره چه نيكو سروده است:
اگر از مذهبم سؤال كنند آن را بيان نمىكنم و پنهان مىكنم آن را كه پنهانكردن آن برايم بهتر است؛ زيرا اگر بگويم حنفى هستم، مىگويند كه تو طلا (از نامهاى شراب) را كه شرابى حرام است، جايز مىدانى؛ و اگر بگويم مالكى هستم، مىگويند كه تو خوردن سگ و شير بيشه را براى آنها جايز مىدانى؛ و اگر بگويم شافعى هستم، مىگويند كه تو ازدواج پدر با دختر را جايز مىدانى، درحالىكه حرام است؛ و اگر بگويم حنبلى هستم، مىگويند كه تو بر دل سنگينى و قائل به حلول و اهل تجسيم هستى؛ و اگر بگويم از اهل حديث و گروه آنها هستم، مىگويند بُز نرى است كه نمىداند و نمىفهمد. 2
ابن حجاج نيز چنين سروده است:
از ميان امامان (اهل سنّت) شافعى گويد بازى با شطرنج حرام نيست؛ و ابوحنيفه گويد - درحالىكه هر حكمى كه او بيان مىكند، صحيح است - :