252 خودكشى] بيرون مىرفت؛ وقتى به بالاى كوه مىرسيد، جبرئيل براى او آشكار مىشد و مثل آن سخن را به او مىگفت. 1
تمام اين رواياتى كه آورديم، قطرهاى است از دريا. اگر مىخواستيم اين گونه روايات را از كتابهاى اهل سنّت در اينجا بيان كنيم، سخن بسيار طولانى مىشد و از موضوع كتاب خارج مىشديم و همين مقدار ذكرشده براى رسيدن به هدف، كافى است. 2
چگونه سنّت صحيح نبوى را نزد اهل سنّت بيابيم؟ درحالىكه آنها عقيده دارند كه آنچه در زمان رسول خدا (ص) بوده، از بين رفته است، حتى نماز. دراينباره بخارى و غير او، از زهرى چنين نقل مىكنند:
بر انس بن مالك در دمشق وارد شدم، درحالىكه او گريه مىكرد؛ گفتم: «چه چيزى تو را به گريه انداخته است؟» گفت: «چيزى نمىشناسم از آنچه [پيشتر] ديده و درك كرده بودم (همهچيز عوض شده است) مگر همين نماز و اين نماز هم از بين رفته است».
در روايت ديگرى نيز مىگويد: «از آن چيزهايى كه در زمان رسول خدا (ص) بوده [الآن] چيزى نمىشناسم». گفته شد: «[حتى] نماز؟» گفت: «آيا مگر آنچه را در آن است (از احكام و شرايط آن) از بين نبردهايد؟!» 3
چگونه اين سنّت صحيح نبوى را خالى از دروغ بيابيم، با اينكه ابوحنيفه فقط هفده حديث يا كمى بيشتر را صحيح مىداند. امام مالك بن انس نيز فقط احاديث كتاب موطأ را كه خودش نوشته است، صحيح مىشمرد كه تعداد احاديث آن حداكثر سيصد