215 داشتم و سوگند به خدا، دوست داشتم كه يكى از شماها آن را عهدهدار مىشد... . آگاه باشيد كه همانا من بشر هستم و از شماها بهتر نيستم. پس در كار من بنگريد؛ اگر مرا [در انجام كارى] درست يافتيد، از من تبعيت و پيروى كنيد و اگر ببينيد اشتباه و خطا كردم مرا راهنمايى كنيد و بدانيد كه براى من شيطانى است كه [گاهگاهى] دچار آن مىشوم. اگر ديديد كه خشمناك شدم، از من دورى كنيد تا بر احساسات و خوشرويى شماها تأثير نگذارم. 1
اين در حالى است كه خداوند متعال در كتاب عزيزش در شأن كسانى كه شيطان بر آنان چيره مىشود، مىفرمايد: وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطٰاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ 2 و نيز مىفرمايد: أَ لَمْ تَرَ أَنّٰا أَرْسَلْنَا الشَّيٰاطِينَ عَلَى الْكٰافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا 3 و فرمود: هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلىٰ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيٰاطِينُ تَنَزَّلُ عَلىٰ كُلِّ أَفّٰاكٍ أَثِيمٍ 4 و همچنين مىفرمايد: وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطٰانُ لَهُ قَرِيناً فَسٰاءَ قَرِيناً . 5
اين گفته جزايرى كه «شيعه پرچم بدعت ولايت و امامت را همچون دو شمشير برهنه بر سر اسلام و مسلمين كشيده است» بسيار عجيب است؛ زيرا ولايت و امامت، از آموزههاى سفارششدۀ اسلام است و اهميت آن بر كسى پوشيده نيست. اگر مراد او از ولايت، اميرى و حكومتدارى باشد، لزوم آن را نمىتواند انكار كند؛ چون مسلمانان اتفاق نظر دارند كه بايد براى آنها امير و حاكمى باشد تا مرزها را نگهدارى و راهها را