210شيخ يوسف بحرانى مىنويسد: «اين ابن سبأ همان است كه معتقد بود حضرت على عليه السلام خداست و حضرت سه روز از او درخواست توبه نمود و او توبه نكرد، سپس او را سوزاند». 1
اين سخنان و مانند اينها، مضمون همان رواياتى است كه كشّى در رجال خودش آورده است و شايد سخنان اين بزرگواران با اعتماد بر آن روايات بوده است. هيچيك از علماى شيعۀ اماميه، نه در گذشته و نه در عصر حاضر، از ابن سبأ دفاع نكرده و او را از اتهامات منزه نكردهاند. همچنين او را مدح و ستايش نكرده و به صفات پسنديده نستودهاند. درحالىكه اگر مذهب شيعۀ اماميه ساختۀ او بود، اثرى از مدح و ستايش او در كتابهاى علماى شيعه يافت مىشد و از او دفاع مىكردند.
4. مذهب شيعۀ اماميه در اصول و عبادات و معاملات و احكام، مذهب كاملى است كه تمام اين موارد با احاديث صحيح از ائمه اهل بيت عليهم السلام روايت شده است و كتابهاى كلامى و حديثى آنها گواه بر اين است. هر كسى كه به بررسى اين كتابها بپردازد، يقين پيدا مىكند كه هيچيك از آن اصول و فروع، از عبدالله بن سبأ گرفته نشده است.
اگر چه مواردى كه در روايت سيف بن عمر آمده است «كه ابن سبأ نخستين كسى است كه به وصايت حضرت على عليه السلام و جانشينى او براى رسول خدا (ص) معتقد شده و او را همان جنبندۀ زمين و برترين صحابۀ پيامبر (ص) مىدانسته؛ او (ابن سبأ) نخستين كسى است كه قول به رجعت را بيان كرده است» همگى به دروغ به عبدالله بن سبأ نسبت داده شده است؛ اما اينها فقط چهار مسئله از ميان هزاران مسئلۀ ديگرى است كه مذهب شيعه در اصول و فروع خود دارد. بنابراين، چگونه تمام مذهب شيعه را به مردى نسبت مىدهيم كه تنها چهار مسئله از او بيان شده است؟! درحالىكه اين چهار