190كسى كه بر ديدگاه ما دربارۀ صحابه آگاه شود، مىداند كه اين ديدگاه در ميان ديدگاههاى ديگر، حد وسط و ميانه است؛ زيرا ما نه تفريط كرده كه همچون غُلات همۀ صحابه را تكفير كنيم و نه اهل افراطيم كه همچون عامۀ اهل سنّت همۀ آنها را توثيق كنيم. فرقۀ كامليه و كسانى كه در غلوّ مانند آنها هستند، قائل به كفر همۀ صحابه شدند. اما اهل سنت مىگويند: «هركس كه از پيامبر (ص) حديثى بشنود يا هر مسلمانى كه پيامبر (ص) را ببيند، مطلقاً عادل است. بدينجهت، به حديث «كلّ من دبّ أو درج منهم أجمعين أكتعين أبصعين» 1استناد كردهاند.
نزد ما شيعيان، هرچند خودِ مصاحبت، به تنهايى فضيلت بزرگى است، اما عصمتآور نيست. بنابراين، اصحاب نيز مانند ديگر مردم، هم اهل عدالت دارند كه همان علما و بزرگان و اولياى صحابه هستند و هم بين آنان افراد متجاوز، مجرم، جنايتكار و منافق و همچنين افرادى كه حالاتشان مجهول است، وجود دارد. ما به صحابۀ عادل احتجاج مىكنيم و در دنيا و آخرت دوستدار آنها هستيم. اما كسانى كه در حق برادر و وصى پيامبر (ص) ظلم كردند و ديگر اصحابى كه اهل ستم و گناهان كبيره بودند، مانند معاويه (پسر هند جگرخوار)، ابن نابغه (عمرو بن عاص)، ابن زرقاء (مروان بن حكم)، وليد بن عقبه، مسلم بن أرطاة و امثال آنها، نزد ما هيچ احترامى ندارند و حديث آنها هيچ ارزشى ندارد. اما دربارۀ اصحابى كه ناشناخته هستند، توقف كرده، سخنى دربارۀ آنها نمىگوييم تا اينكه حال آنها براى ما روشن شود. 2