191از مطالب گفتهشده، نادرستى اين سخن جزايرى «كه سردمداران فقها و علماى شيعه تقريباً بر كفر همۀ صحابه اجماع دارند و در نوشتهها و كتابهايشان، اين مطلب را بيان و تصريح كردهاند» آشكار مىگردد. در چنين مسئلهاى كه براى اثبات، احتياج به نقل كلمات علماى شيعه دارد، ايشان حتى يك دليل نقلى از اين كلمات نياورده است. بديهى است كه تمسك به كلمات علماى شيعه، بسيار بهتر از حديثى است كه در سند و دلالت آن جاى بحث و گفتوگوست.
علاوه بر آن، حديثى كه جزايرى نقل كرده، از احاديث كتاب كافى نيست و بر خواستۀ او نيز دلالت نمىكند؛ چنانكه بيان خواهد شد. اين نكته دليل روشنى است بر عدم دستيابى جزايرى به احاديثى كه بتواند با آنها حقيقت هفتم خويش را به اثبات رساند.
همچنين سخن قبلى جزايرى، با اين گفتۀ او كه «هيچيك از علماى شيعه، از بازگويى اين اعتقاد دست برنداشتهاند، مگر به جهت تقيه، كه نزد آنها واجب است» ناسازگار است؛ زيرا اگر تقيه نزد شيعه واجب است و اقتضا مىكند كه چنين اعتقادى بازگو نشود، پس چگونه تأليفات و كتابهاى علماى شيعه، اين اعتقاد را بيان نموده و به آن تصريح كردهاند؟!
***
جزايرى مىگويد: به جهت برهانىكردن و تأكيد بر اين حقيقت (هفتم)، رواياتى را مىآوريم: در روضۀ كافى كه نوشتۀ كلينى (صاحب كتاب كافى است) چنين آمده است: «از حنان از پدرش از ابىجعفر، نقل شده است كه فرمود: مردم پس از پيامبر (ص) مرتد شدند، مگر سه نفر آنها كه مقداد و سلمان و ابوذر مىباشند». چنانكه روايات زيادى در تفسير صافى كه از تفاسير مشهور، مهم و معتبر است، بر اين حقيقت تأكيد مىكند كه اصحاب رسول خدا (ص) پس از وفاتش مرتد شدند، مگر اهل بيت و چند نفر،