112مىرسانم». 1
آيا عمر از خود، حلالى را حرام مىكرد، يا به او وحى مىشد؟! آيا اين كار براى مصلحت مردم بود يا براى تخريب دين؟!
از ديگر بدعتهاى خليفه دوم، نماز تراويح است. ظاهر برخى نصوص نشان مىدهد نخستين كسى كه جماعت در نافله رمضان را سنت كرد، عمربنخطاب بود. درحالىكه زمان پيغمبر(صلى الله عليه و آله) و دوره خلافت ابوبكر چنين چيزى وجود نداشت. اما عمر با استحسان به اين امر رأى داد و مردم را بدان ترغيب كرد و خود معترف بود كه اين بدعت است. اما مىگفت بدعت خوبى است! 2
نويسنده كتاب مىگويد: «خلفا به عيش و عشرت مشغول نشدند، بلكه زهد و پارسايى پيشه كردند». ولى مىدانيم منفعت تنها در سود مالى و عيش و نوش نيست. بلكه لذت رياست و شهرت، اگر از لذت منفعت مالى بيشتر نباشد، كمتر نيست.
نويسنده در نكته بعدى خود مىگويد: «خلفا، فرزندان خود را پادشاه و جانشين خود نكردند».
البته مسلم است كه انتخاب نكردن فرزند براى جانشينى، نشانه