111خلفا بعد از وفات رسولالله، زهد و تقوا پيشه كردند. فرزندان خود را پادشاه و جانشين خود نكردند. انصار، ابوبكر را انتخاب نمودند كه از قبيله و قوم و كشور دورى بود. ابوبكر، عمر را خليفه كرد كه هيچگونه رشته فاميلى با او نداشت. عمر شش نفر را نامزد خلافت كرد كه در بين آنها حضرت على و پسرعمه ايشان (زبير)هم بود و ديگران نيز كوچكترين رشته خويشاوندى با عمر نداشتند. آنها حتى در شوراى شش نفره، على را هم دعوت نمودند.
سياست تقواپيشگى
در ابتدا بايد گفت ما از هيچيك از صحابه حقيقى رسولخدا(صلى الله عليه و آله) كينه نداريم و تنها در اينجا عملكرد خلفا را نقل مىكنيم؛ اقداماتى كه در رأس آنها، مخالفت با غدير و ايجاد بدعتهاى بسيار است.
نكته اينجاست كه اين مخالفتهاى صريحِ با قرآن و سنت پيامبر(صلى الله عليه و آله)، با پوشش تقوا و زهد ظاهرى انجام مىگرفت تا صاحبان قدرت و حكومت، به آسانى به اعتقادات مردم راه پيدا كنند.
گفتنى است خليفه اول و دوم، در مواردى، مخالفتهاى صريحى با احكام نبوى داشتند و حتى آشكارا مىگفتند: «پيامبر اينگونه فرمود. ولى من چيز ديگرى مىگويم»؛ براى نمونه، متعه حج تمتع و متعه زنان، دو متعهاى بود كه در زمان پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله) حلال بود. اما عمر آنها را حرام كرد و گفت: «دو متعه 1 در زمان پيامبراكرم، حلال بود و من امروز آنها را حرام مىكنم و كسانى كه مرتكب اين دو شوند، آنها را به كيفر