54بىشك، آن ولى مطلقى كه مورد نظر حكيم ترمذى است و اولياى ديگر در پشت و فرود او درجه به درجه قرار دارند، حضرت علي(ع) است. «محيىالدين عربى» آشكارا نام مبارك او را در آثار خود مىآورد. اگرچه حكيم ترمذى رسالهاى ضد شيعى به نام «الردّ على الرّافضى» نگاشته است، ولى بايد دانست بىترديد مراد وى از شيعه در اين كتاب، فرقههاى افراطى و غلات است كه البته مورد اعتراض علماى شيعه نيز هستند. پس آنچه به عنوان ولى خدا در كتاب «ختم الولايه» مورد توجه است، شخص اميرمؤمنان، علي(ع) است و شيعيان واقعى او افرادى هستند كه سرّ معرفت را از ساحت ولايت او دريافت مىكنند.
2. شيخ بزرگ، محيىالدين عربى
قطبالعارفين و قدوة السالكين، محيىالدين عربى كه در عرصه حكمت و عرفان، شيخ اعظم نام گرفته و گستره انديشه بلند او شرق و غرب جغرافياى فلسفه و عرفان را دربرگرفته است، بىترديد از كتاب ختم الولايه حكيم ترمذى تأثير فراوان گرفته است. اين شخص بزرگ و اعجازگر، باب ششم «فتوحات مكّيه» كه دايرةالمعارف بزرگ عرفانى است را به بحث حقايق ملك و ملكوت اختصاص داده و در آن اثبات كرده است حقايق ملك و ملكوت مسخر خاتم ولايت محمديه، يعنى حضرت علي(ع) است. ايشان پس از بيان تحقيقاتى در اين مقام كه در تسخير انسان كامل محمدى است، مىنويسد:
خدا بود و چيزى با او نبود و اكنون نيز چنين است. پس همينكه اراده وجود عالم نمود، از ساحت اراده مقدس او چيزى صادر شد كه آن را «هباء» مىنامند و نزديكترين موجود به او، حقيقت