52عامه مردم، «خاتم» را به فتح تاء مىخوانند، ولى هركس از ميان اسلاف كه آن را به كسر تاء مىخوانده، تأويل او اين بود كه خاتم، معناى فاعلى دارد؛ يعنى محمد(ص) به واسطه عمل ختم كه به وى اعطا شده بود، مهر پايان بر در نبوت نهاد. يكى از دلايل درستى اين نظر، مطلب مروى در حديث معراج درباره جمع پيامبران در مسجد اقصى است كه «ابوجعفر رازى» از «ربيع بن ابىالعاليه» نقل كرده است. هر يك از پيامبران متذكر لطفى شدند كه خداوند شامل حالشان كرده بود و رسول الله گفت: «خداوند مرا خاتم و فاتح قرار داد» و آنگاه ابراهيم به انبياى ديگر فرمود: «بدين لحاظ است كه محمد(ص) بر شما برترى يافته است».
سپس وقتى خداى عزوجل پيامبر خود را به خود خواند، چهل مرد صديق را جزو امت او درآورد. زمين به واسطه اينان قائم است؛ اينان اهل بيت رسول خدايند. هرگاه يكى از آنان درگذرد، ديگرى از پى او درمىآيد و مقامش را مىگيرد و اين ادامه مىيابد تا اينكه شمار آنان منقرض مىشود و زمان زوال دنيا در رسد. آنگاه خداوند ولىاى مىفرستد كه وى را برگزيده و انتخاب كرده است. او را مجذوب خود كرده و نزديك ساخته است و خداوند هر آنچه به ديگر اوليا عطا كرده است، به او عطا مىكند و به خاتم ولايت مخصوص مىگرداند. او روز قيامت، حجت خدا بر ديگر اوليا خواهد بود. به واسطه اين خاتم، او صدق ولايت مىيابد؛ به همان طريقى كه محمد(ص) صدق نبوت يافت. دشمن را دست به او نمىرسد و نفس راهى براى گرفتن سهم خود از ولايت (دوستى با خدا)