140قهرمان عرب خواهش خود را ادامه مىدهد تا آنجا كه مىگويد:
باز گوى اى باز پر افروخته
با شه و با ساعدش آموخته
باز گو اى باز عنقاگير شاه
اى سپاهافكن به خود، نى با سپاه
امت وحدى، يكى و صد هزار
بازگو، اى بنده بازت را شكار
در محل قهر، اين رحمت ز چيست؟
اژدها را دست دادن، راه كيست؟ 1
اى باز پر افروخته الهى! يعنى اى بازى كه بالهاى تو با نور خدا روشنى گرفته و دست پرورده شاه جهان هستى! اى كسى كه صيد و شكار تو، عنقا و سيمرغ است! اى كسى كه يكتنه لشكريان را شكست مىدهى كه البته تو به ظاهر، يك نفر عادى، ولى بر حسب باطن، گويى كه صد هزار نفرى! اى كسى كه اين بنده، صيد باز بلند پرواز توست. «امت واحد» در اين مصراع، اشاره است به آيه:
إِنَّ إِبْرٰاهِيمَ كٰانَ أُمَّةً قٰانِتاً لِلّٰهِ ؛ «همانا ابراهيم، امت فرمانبردار خدا بود».
(نحل: 120)
در جايى كه بايد قدرى خشم نشان دهى، چرا مهربانى مىكنى؛ اين چه مرامى است كه به اژدها مهلت و فرصت مىدهى؟
مولاى متقيان، علي(ع) در پاسخ اين عرب قهرمان مىگويد:
گفت: من تيغ از پى حق مىزنم
بنده حقم نه مأمور تنم
شير حقم، نيستم شير هوا
فعل من بر دين من باشد گوا
ما رميت اذ رميتم در جواب
من چو تيغم وآن زننده آفتاب 2
حضرت علي(ع) در پاسخ آن پهلوان مىگويد: من براى رضاى خداوند