132امام زمان(عج) مىخوانيم:
«أَينَ وَجه الله الَّذِي إِلَيه يَتَوَجَّهُ الأَولِياء». 1
پس در تفكر شيعه، شفيعان، همان امامان معصوم(عليهمالسلام) هستند. در عرفان، شفيعان را «پير» يا اولياى الهى مىخوانند. به قول مولوى:
هركه خواهد همنشينى با خدا
گو نشين اندر حضور اوليا
چون شوى دور از حضور اوليا
در حقيقت گشتهاى دور از خدا 2
مولوى، همنشينى با اولياى الهى را عين همنشينى با پروردگار متعال مىداند؛ زيرا ولى خدا تنها واسطه است و از خود اصالتى ندارد؛ بهگونهاى كه نسبت او با خدا مثل سايه با صاحب سايه است. در اينجا، ولى خدا در واقع جلوه حضرت حق است:
سايه يزدان بود بنده خدا
مرده اين عالم و زنده خدا
دامن او گير زوتر بىگمان
تا رهى از آفتِ آخر زمان
كيف مدّ الظّل نقش اولياست
كو دليل نور خورشيد خداست 3
در اين دو بيت كه به آيه شريفه: أَ لَمْ تَرَ إِلىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ (فرقان: 45) اشاره دارد، ولى خدا سايهاى است كه ما را به حضرت يزدان مىرساند. در ابياتى ديگر، مولوى، ولى خدا را همچون كسى مىداند كه به گلستان مىرود و عاشق جمال باغبان مىشود يا براى آب، دلو را درون چاه مىاندازد و رخ يوسف را مىبيند يا همچون حضرت موسي(ع) كه از پى آتش مىرود و نور خدا بر او جلوه مىكند:
بهر فرجه شد يكى تا گلستان
فرجه او شد جمال باغبان
همچو اعرابى كه آب از چه كشيد
آب حيوان از رخ يوسف چشيد