131به سير و سلوك نيازمنديم. اين سلوك در واقع زدودن اغيار و خروج از تعلقات و صفات خلقى است. به تحقيق اين سلوك ميسر نمىشود، مگر به واسطه ولى خدا كه در اصطلاح عرفان اسلامى، به آن «پير» گفته مىشود و در اصطلاح قرآنى، «شفيع» خوانده مىشود:
يَعْلَمُ مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (انبياء: 28)
او اعمال امروز و آينده و اعمال گذشته آنها را مىداند و آنها جز براى كسى كه خدا راضى [به شفاعت براى او] است، شفاعت نمىكنند و از ترس او بيمناك هستند.
نكته مهم در اين آيه، «خشيت» و «اشفاق» است كه هركسى نمىتواند به اين مقام دست يابد. كسانى از خشيت خداوند متعال مشفق هستند كه وقتى نام خدا را نزد آنان ببرى، مانند قند در درون آب ذوب مىشوند؛ يعنى عشق خداوند سراسر وجود آنها را پر مىكند.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذٰا ذُكِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ (انفال: 2)
مؤمنان تنها كسانى هستند كه هرگاه نام خدا برده شود دلهايشان ترسان مىگردد.
از پاى تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بىپا و سر شوى
بنابراين، كسانى كه در راه خدا بىسر و پا شوند، يعنى از صفات بشرى و زمينى خالى شوند، در صفت وجه الهى ظاهر مىشوند. مراد از اين عبارت عرفا نيز همين است:
«إِنَّ اللهَ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ». 1در اعتقاد شيعه، اين وجه الهى، پيشوايان معصوم(عليهمالسلام) هستند؛ بهگونهاىكه درباره