133
رفت موسى آتش آرد او به دست
آتشى ديد او كه از آتش برست 1
در واقع، بيت اول و دوم اشارتى است به آيه شريفه: وَ جٰاءَتْ سَيّٰارَةٌ فَأَرْسَلُوا وٰارِدَهُمْ (يوسف: 19) و بيت سوم، به اين آيه شريفه اشاره دارد:
إِذْ رَأىٰ نٰاراً فَقٰالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نٰاراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهٰا بِقَبَسٍ (طه: 10)
هنگامى كه [از دور] آتشى مشاهده كرد و به خانواده خود گفت: [اندكى] درنگ كنيد كه من آتشى ديدم، شايد شعلهاى از آن براى شما بياورم.
3. اتحاد عاشق و معشوق
بزرگان ما در حوزه عرفان اسلامى و حتى تفسير، از آيات قرآن، اين حقيقت را استنباط يا شهود كردهاند كه حقيقت در عالم هستى، خداى متعال است و جز او همه موجودات از مظاهر و تجليات آن حقيقت مطلق بهشمار مىآيند. در اين ميان، ولى خدا يا انسان كامل، كسى است كه اين ظهور در او به كمال مىرسد و او عين مظهريت حق مىشود؛ بهگونهاى كه هر چه از او تراوش مىكند، در واقع از مصدر غيب الهى است.
الف) آيات ناظر بر اتحاد عاشق و معشوق
مهمترين اين آيات عبارتند از:
يك - آيه هفده سوره انفال
آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد: وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ رَمىٰ ؛ «و اين تو نبودى [اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت آنها