124پس به محض اينكه انسان از قيد هستى رها شد، همان فضاى قرب الهى است.
قرب نه بالا و پستى جستن است
قرب حق از حبس هستى رستن است 1
مصداق قرب الهى در قرآن كريم، معراج پيامبر اكرم(ص) است:
سُبْحٰانَ الَّذِي أَسْرىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بٰارَكْنٰا حَوْلَهُ (اسراء: 1)
پاك و منزه است خدايى كه بندهاش را در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى كه گرداگردش را پربركت ساختيم، برد.
مراتب سير رسول اكرم(ص) در شب معراج تا افق اعلا، فراتر از آن، تا فاصله دو قوس و نزديكتر از آن بوده است.
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلىٰ* ثُمَّ دَنٰا فَتَدَلّٰى* فَكٰانَ قٰابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنىٰ* فَأَوْحىٰ إِلىٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحىٰ* مٰا كَذَبَ الْفُؤٰادُ مٰا رَأىٰ (نجم: 7 - 11)
درحالىكه در افق اعلا قرار داشت، سپس نزديكتر و نزديكتر شد تا آنكه فاصله او [با پيامبر] به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود. در اينجا خداوند آنچه را وحى كردنى بود، به بندهاش وحى كرد و قلب [پاك او] در آنچه ديد، هرگز دروغ نگفت.
بر اين اساس، ساحت وحى، همان ساحت عز ربوبى است. ازاينرو، گفته پيامبر اكرم(ص) عين شنيده اوست. به عبارت ديگر، آواز وحى از خداست، گرچه از حلقوم عبدالله شنيده مىشود.