116آنگاه بر لشكر حمله كرده، آنان را كنار زد. از اسب پياده شد واو را بر آن سوار كرد وداخل خيمه نمود وبسيار گريست وفرمود: خداوند به جهت من تو را بهترين جزا عنايت فرمايد...
21. گريه امام حسين(ع) بر مسلم بن عقيل
احمد بن اعثم كوفى مىنويسد:
وبلغ الحسين بن علي بانّ مسلم بن عقيل قد قتل؛ وذلك انّه قدم عليه رجل من اهل الكوفة فقال له الحسين(ع): من اين اقبلت؟ قال: من الكوفة، وما خرجت حتّي نظرت مسلم بن عقيل وهاني بن عروة المذحجي رحمهما الله قتيلين، مصلوبين، منكسين، في سوق القصابين، وقد وجه برأسيهما إلي يزيد بن معاوية. قال: فاستعبر الحسين(ع) باكياً
ثم قال: إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ . 1
به حسين بن على عليهما السلام خبر رسيد كه مسلم بن عقيل كشته شده است. به اين طريق كه مردى از اهل كوفه بر امام حسين(ع) وارد شد. حضرت به او فرمود: از كجا آمدهاى؟ گفت: از كوفه. من از كوفه بيرون نيامدم تا اينكه بر مسلم بن عقيل وهانى بن عروه مذحجى نظر كردم كه هر دو كشته شده وبه دار آويخته ودر بازار قصابان بر روى زمين كشيده مىشدند. وسر آن دو را براى يزيد بن معاويه فرستادند. حضرت آهى كشيد وگريست. آن گاه فرمود: إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ .