73توجه مىدهد، مشركان مورد خطاباند. چنانكه درباره توحيد در خالقيت كه حتى مشركان نيز آن را قبول دارند، مىفرمايد:
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللّٰهُ قُلِ (لقمان: 25)
و هرگاه از آنان سؤال كنى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است، به يقين مىگويند خداوند يگانه.
در اين آيه ضمن توجهدادن مشركان به خالق، آنان را از شرك در ربوبيت نهى مىكند؛ زيرا مشركان، خالقيت را از آنِ خدا و ربوبيت را از آنِ بتها مىدانستند. ازاينرو قرآن به توحيد در خالقيت توجه مىدهد و به آنان مىفهماند همان كسى كه آفريده است، تدبير هم مىكند؛ زيرا به تعبير فلسفى، همانگونه كه خداوند در حدوث و به وجودآوردن، تنها خالق است، در بقا و ادامه حيات نيز كه عبارت از فيض لحظه به لحظه وجود به اشياء است، خالق است.
به هر حال توحيد در خالقيت امرى است كه حتى مشركان با موحدان، در آن همرأىاندو همگى معتقدند كه جهان، يك خدا بيشتر ندارد. به خلاف وثنيين كه معتقدند خالق خير و خالق شر وجود دارد.
توحيد ربوبي در قرآن
ربوبيت از ماده «رَبَى» است و ربّ به كسى اطلاق مىشود كه صاحب اختيار كسى يا چيزى باشد بهگونهاى كه در هر زمان بتواند در امور آن كس يا آن چيز تصرف و تدبير كند. «علامه طباطبايى» در تفسير سوره حمد، ذيل آيه اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ مىگويد: «رب عبارت است از