72جارى كرد. هم در آفرينش و هم در پروراندن آن. هم قانونگذارى و تشريع را لايق او دانستن و هم پرستش و كرنش را خاص او انجامدادن. تنها او را پشتيبان دانستن. فقط از او پيروى كردن و سرسپردگى را فقط براى او داشتن. حاكميت بر جهان و انسان را فقط از آنِ او ديدن و تنها او را و همه خوبىها و ويژگىها را در او ديدن.
قرآن كريم در آيات مختلف به انواع توحيد اشاره كرده است؛ چه در توحيد ذات: قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ ، چه در توحيد صفات، چه در توحيد ربوبيت: اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ ، چه در توحيد عبوديت كه رسالت كليه انبيا در اين خلاصه شدهاست تا مردمان را فقط به پرستش او دعوت كنند و از عبادت غير او بازدارند و چه در توحيد تشريعىكه بايد همه دستورها را از خدا گرفت.
توحيد در خالقيت
توحيد در خالقيت، يعنى اعتقاد به اينكه تنها خالق و آفريدگار حقيقى خداست و همه هستى، مخلوق اوست و خالقيت ساير موجودات، جنبه استقلال ندارد، بلكه تابع اراده و مشيت خداوند است. ازاينرو با تأمل در رابطه ممكنات با خداوند متعال روشن مىشود كه همه عالم، معلول خداست و بىواسطه يا باواسطه از سوى خداوند ايجاد مىشود و از آنجا كه در عالم، تنها يك واجبالوجود است كه علتالعلل است، تمام موجودات معلول اويند و تنها يك آفريدگار هستىبخش وجود دارد و ساير موجودات همگى مخلوق اويند.
در آياتى از قرآن كه از شرك و بتپرستى نهى مىكند و به توحيد