144استقلالى به خدا اختصاص داده است. در واقع، علم غيب دو قسم است؛ قسمى ذاتى است و از كسى گرفته نشده است كه علم خداوند از اين قسم است. قسم ديگر اعطايى است كه خداوند به هر كس بخواهد مىبخشد. چنانكه آياتى از قرآن كريم به آن اشاره كرده است؛ مانند آيه 44 سوره آلعمران كه مىفرمايد: ذٰلِكَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ؛ «اين از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مىكنيم». در آيه 102 سوره يوسف هم اين جمله را مىفرمايد. يا در آيه 179 سوره آلعمران مىفرمايد:
وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشٰاءُ
و ممكن نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب آگاه كند [تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد] ولى خداوند از پيامبران خود، هركس را بخواهد، بر مىگزيند.
كه استدراك با كلمه «لكن» دليل بر اين است كه انبيا مىتوانند آگاه بر غيب شوند. همچنين در مورد علومى كه غير از انبيا و اوليا از آن محروماند، مىفرمايد:
وَ عَلَّمَكَ مٰا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَيْكَ عَظِيماً (نساء: 113)
و آنچه را نمىدانستى، به تو آموخت و فضل خدا بر تو [همواره] بزرگ بوده است!
همچنين مىفرمايد:
عٰالِمُ الْغَيْبِ فَلاٰ يُظْهِرُ عَلىٰ غَيْبِهِ أَحَداً * إِلاّٰ مَنِ ارْتَضىٰ مِنْ رَسُولٍ (جن : 26 و 27)