88مىكرديم و خبرش به پيامبر(صلى الله عليه و آله ) رسيد، ولى ما را از اين كار نهى نكرد. 1
ابن ماجه قزوينى در سنن و احمد بن حنبل در مسند و بيهقى در السنن الكبرى و غير اينان با اسانيدى كه دارند از عمر بن خطاب نقل كردند كه پيامبر(صلى الله عليه و آله ) از عزل در جماع با حرّه، بدون رضايت او نهى كرد. 2
به هرحال، بيشتر فقهاى اهل سنت و پيشوايان مذاهب چهارگانه به اين مضمون فتوا دادهاند؛ مثلاً مالك در اين باره مىگويد:
عزل از زن حرّه، بدون رضايت او جايز نيست. ولى عزل از كنيز خودش اشكال ندارد. همچنين از كنيزى كه در ملك ديگران است، بدون رضايت صاحبانش، عزل نكند. 3
ابن قدامه در مغنى نوشته است:
عزل از كنيز، بدون اذنش جايز است و بر اين مطلب، احمد بن حنبل نيز تصريح كرده و اين فتواى مالك و ابوحنيفه و شافعى است؛ زيرا بر كنيز، حقى در وطى و فرزند نيست و از اينرو نمىتواند مطالبه رجوع و قسمت كردن شبها را با ديگر همسرانش از شوهر بخواهد. چنين فردى به اولويت حق ندارد تا شوهرش را از عزل منع كند. اما از زن حرّه بدون اذن او عزل نكند. 4
بيهقى در سنن كبرى و ابن ابىشيبه در المصنف، فتواى فوق را مطابق با فتواى عطا دانستهاند. ولى ابن ابىشيبه، آن را فتواى سعيد بن جبير و ابراهيم