89تميمى و عمرو بن مره نيز دانسته است. 1
اگر در اقوال برخى از صحابه و علماى اهل تسنن بنگريم، مىبينيم كه آنان يا از عزل، نهى مىكردهاند يا آن را مكروه مىدانستهاند. از جمله بيهقى در سنن كبرى از زُهرى از سالم بن عبدالله، نهى عمر و عبدالله بن عمر را از عزل نقل كرده است. 2
ابن ابىشيبه در كتاب مصنف، به سند خود از ميمون بن مهران نقل مىكند كه عبدالله بن عمر براى يكى از پسرانش كنيزكى خريد. مدتى گذشت و او باردار نشد. از پسرش پرسيد كه چرا آبستن نمىشوى؟ مگر عزل مىكنى؟ اگر بدانم چنين كارى را انجام مىدهى، تو را كتك مىزنم!
از ابىامامه هم نقل مىكند كه تصور نمىكنم مسلمانى اين كار را انجام بدهد و سالم، [نام يك راوى است] آن را كشتن فرزند در خفا مىداند. 3
ابن قدامه در مغنى مىنويسد:
كراهت عزل از عمر و على و ابن مسعود و ابوبكر روايت شده است؛ زيرا با عزل، نسل انسان رو به كاهش مىگذارد و لذت زن از عمل جنسى قطع مىشود. 4
البته برخى نيز قائل به حرمت عزل مىباشند. ابن قيم مىنويسد: «طايفهاى از اصحاب احمد حنبل و عدهاى ديگر، هر نوع عزلى را حرام مىدانند». 5 از