88هنگامى كه شيعه احاديث عامه را نقل مىكند، هرچند براى ايجاد الفت و خشنود ساختن آنان دستكم به همين ميزان درصدد ايجاد الفت با عامه است، آيا اهل سنت هم حتى با همين هدف چيزى از احاديث شيعه را نقل مىكنند يا اينكه نسبت به آراى فقهى و احكام شيعه تغافل مىورزند و احاديث اهلبيت و فقه آنان را به صورت مطلق وامىنهند؟
شيعيان به اين دليل در احكامشان به روايتهاى ائمه معصومين: استدلال مىكنند كه اين روايتها را به اعتبار سنتى برگرفته از رسولخدا(ص) به درستترين و سالمترين راه دانسته و حجت مىدانند.
اين كار چه اشكالى دارد كه به اين شكل ترديد برانگيز مطرح مىشود؟ يا اشكالى در مراجعه شيعه به احاديث عامه و استدلال به آنها براى احتجاج نسبت به مخالفانشان به منظور قانع كردن آنها وجود دارد؟ يا در اينكه آنان به دلالت آن احاديث، بر چيزى كه خود نيز به آن رسيدهاند، تأكيد مىورزند، اشكالى مىبينيد؟
اين كار اختصاص به شيعيان معاصر ندارد. پيشينيان شيعه نيز در كتابهاى فقه مقايسهاى، كه در ابداع و تأليف در اين زمينه بر ديگران پيشى دارند، به اين كار اقدام كردهاند. حال كدام فرقه بيشتر به فكر وحدت و اتحاد كلمه مسلمانان است؟
اينكه مىگويند اهل سنت به راويان ديگر فرقهها اعتماد مىكنند، شيعيان نيز چنين مىكنند، بهگونهاى كه شرط اساسى راوى نزد آنان، «وثاقت و شايستگى است». به عبارتى، هرگاه راوى ثقه و سخنش درست باشد، روايتش پذيرفته مىشود. چه بسيارند از راويان عامه كه در زمره رجال حديث شيعه قرار دارند و وثاقت و اعتماد به آنها آشكارا بيان شده