58مؤمنان به دليل ايمانى كه به خدا و رسولش دارند، به آن ايمان مىآورند.
راز مطلب هم اينجاست كه خداوند متعال، با آنكه ما را موظف ساخته است از عقل و داورىهاى عقلانى كمك بگيريم، اين كار در جايى امكانپذير است كه راه شناخت تنها عقل باشد. ولى در جايى كه داورىهاى عقلانى در آنها راه ندارد، خداوند بزرگ ما را موظف ساخته است از پيامبران پيروى و به اخبارى كه از شرع نقل مىكنند، اعتماد كنيم؛ در آنچه انجام مىدهند، از آنها پيروى كنيم و به هرچه مقرر مىدارند، پايبند باشيم.
شريعتهاى آسمانى متكى به عنصر تبليغ هستند. ازاينرو، انجام واجبات بر مسلمان، با آگاه شدن به آن، حتمى مىشود. مأموريت پيامبران اين است كه احكام، حقايق و معارف را به بشر برسانند و حجت را بر آنان تمام كنند.
در اين ميان، مؤمنان موظفاند به آنچه پيامبران گفتهاند و به آنها رسيده است، ملتزم باشند. خداى متعال فرموده است:
وَ مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (حشر:7)
آنچه را كه رسول خدا برايتان آورده [است] بگيريد و به آن عمل كنيد و از هرچه شما را باز داشته، خوددارى ورزيد.
از آنجا كه شريعت اسلامى بر عنصر نقل و آگاهى از آن تكيه دارد، دانشمندان علم حديث، قواعد معين و متقنى را براى ضبط روايت و نقل مقرر داشتهاند. اين قواعد در ميان فرهنگ امتهاى پيشين، خواه آسمانى و جز آن، هيچ سابقهاى ندارد.
در پى وضع اين قواعد، نصوص اسلامى از جمله نصوصى هستند كه در تعيين راههاى ايمن براى «توثيق نصوص»، از محكمترين پايههاى