59عرفى، وجدانى و عقلى برخوردارند. اينكه عالمان دين اسلام موفق شدهاند براى حفظ و نگهدارى دين و مواريث آن، تلاشهاى قابل ستايشى انجام دهند و اصول و فروعش را از تحريف و تصحيف در امان دارند، از عنايات پروردگار متعال نسبت به امت محمدى است.
از اينرو، آنگاه كه حديث شريف، از رسول خدا(ص) صادر و نقلش ثابت شود و طريق نقل آن درست و متن آن سالم باشد و به شخص برسد، او ملزم است در مسير تصديق پيامبر خدا(ص)، و پايبندى به قواعد مقرر شده و اصول مورد قبول، به درستى آن حديث ايمان آورد. همچنين در صورتى كه مضمون حديث از مواردى باشد كه جز از راه وحى دانسته نمىشود، مانند حوادث گذشته و انتظارهاى آينده، براى شناخت آن، راهى جز نقل و شنيدن اخبار باقى نمىماند. اگر امكان درك اين مطلب براى عقل با دلايل، روشها و ابزار خاص خودش امكانپذير بود، در آن صورت آن نقل مؤكد مىشود و چيزى كه منقول است، ما را به سوى امرى معقول رهنمون مىشود.
در چنين فرضى، اگر منقول با معقول در تعارض باشد، در آن صورت بايد منقول را بهگونهاى تأويل كرد كه براى عقل قابل پذيرش باشد. در غيراين صورت بايد به آن بىاعتنا بود، ولى چنين اخبارى بسيار نادر است و به آنها عمل هم نمىشود.
حال در مواردى كه از ادراك عقل بيرون است و ابزار و دلايل عقلى به آنها راه نمىبرد و آنها را درك نمىكند، انكار آنها معنا ندارد. در اين مورد بر مؤمن واجب است آنچه را كه از راههاى ايمن به او رسيده است و طبق موازين متعارف اهل لغت از متن آن برمىآيد و نيز به ميزان توان