50ثابت است و همه فرقههاى اسلامى دربارهاش اتفاقنظر دارند؟!
ازاينرو، چنانچه جزئيات موضوع بر حسب عقل كسى پذيرفتنى نيست يا اسنادش ضعيف است و دليلى بر آنها اقامه نشده يا به حسب آنچه نزد مذاهب مسلمانان مشهور است، مورد اتفاق نيست، سزاوار است همان جزئيات منشأ بحث و جدل شود، نه اصل موضوع.
بر اين اساس، طرح برخى جزئيات نپذيرفتنى و سپس آن را ملاك داورى كل موضوع و اصل ثابت آن قرار دادن و نيز آن را جعلى و باطل توصيفكردن و دستاويزى براى حمله به اصل حديث قرار دادن، از روشهاى نقد حديث، بلكه از سادهترين قواعد منطق بيرون است؛ زيرا قياسى است كه با چندين فارق انجام مىگيرد.
محدث صديق غمارى، همه اين موارد را تأكيد مىكند و «تواتر معنوى» را قدر مشترك مجموع احاديث قرار مىدهد و مىگويد:
هيچيك از قضاياى اين موضوع به اعتبار اسنادشان متواتر نيستند و قدر مشترك ميان آنها يعنى «وجود خليفه مهدى در آخرالزمان»، با توجه به مجموع روايتها، متواتر است. 1
بيگانه با علوم حديث با اين اصطلاح آشنا نيست و منكرانه مىپرسد:
«معناى تواتر چيست؟ اين احاديث بر چيزى توافق ندارند!»
در پاسخ بايد گفت: «چگونه بر چيزى توافق ندارند؟ مگر نه اين است كه بر يك قدر مشترك، يعنى «وجود شخصى از خاندان پيامبر(ص) كه در آخرالزمان ظهور مىكند»، اتفاق دارند؟ آيا احاديث مربوط به