104از امام يازدهم، حسن عسكرى(ع)، دچار اختلاف گشتند. بنابراين، از كجا معلوم كه او امام باشد؟
اگر اختلاف [در مسائل فرعى] دليل بر بطلان [اصل امامت مهدى موعود(عج)] باشد آيا مىتوان ادعا كرد كه مسلمانان در اصل امامت و خلافت اتفاق دارند تا اينكه آن را براى شخصى ثابت نمايند؟ حال آنكه در ضرورت و ثبوت امامت اجماع دارند، ولى درباره شخص خلفا و چگونگى استحقاقشان به اين امر اختلاف دارند.
روشن است كه چنانچه اختلاف دليل انكار و ابطال شمرده شود، هيچ دينى و هيچ اصل اعتقادى يا فرعى شرعى بر روى زمين سالم نمىماند؛ زيرا در همه اين امور مخالفينى وجود دارد.
وانگهى مگر نه اين است كه رسول خدا(ص) خودش به تقسيم شدن امت به 72 فرقه خبر داد و در عين حال حقانيت يكى از آنها را ثابت دانست؟
بنابراين، استدلال به وجود فرقههاى گوناگون در موضوع حضرت مهدى(عج) كوچكترين دلالتى بر بطلانش ندارد و پس از اقامه درستترين و قوىترين دلايل بر وجود او، كسى حق ندارد وجود اختلاف را مجوزى براى انكار يا نفى قرار دهد. با اين توضيح، چگونه وجود فرقههاى گوناگون شيعى كه به مهدويت امامان پيشين معتقد بودهاند، مىتواند دليل بطلان «مهدى منتظر(عج)» شمرده شود، درحالىكه اين فرقههاى موهوم امروزه از ميان رفتهاند و هيچ كدامشان شهرتى ندارند و تنها گروهى مغرض از لابهلاى كتابها، عقايدشان را جستوجو مىكنند تا در راستاى هدفهاى خودشان به كار گيرند.