105ازاينرو، با وجود اينكه تنها يك مذهب قائل به ولادت و غيبت حضرت مهدى(عج) باقى مانده و ديگر فرقههاى جعلى يا موهوم از ميان رفته و امروز هيچ اثرى از آنها باقى نمانده است، خود دليل بر بطلان آن فرقهها و حقانيت شيعه است.
تولد امام مهدى(عج) و زمان آن
مسأله ديگرى كه مطرح مىكنند، اين است كه او چه زمانى و چگونه به دنيا آمده و چه كسى او را ديده و جانشين قرار داده است؟
گويى كه از ميان همه ولادتها، اين ولادت ويژه بايد آشكار و در معرض نگاه همه انسانها صورت گرفته باشد تا مردم سده بيستم پس از گذشت 1200سال او را تصديق كنند. وگرنه اين افراد حاضر به اعتراف به وجود او نيستند!
امروزه دشمنان اهل بيت: با اين قضيه چنين برخوردى دارند با آنكه از هيچ ولادتى، جز خانواده نوزاد و خويشاوندانش و قابله و نزديكان او آگاه نمىشود و به گواهى هيچكس ديگرى نياز ندارد. آيا ولادت يكى از اين اعراب بيابانگرد و ساكنان دشتها و بيابانها قابل اثبات است، تا چه رسد به درست و شرعى بودن ولادتشان؟
عجيب اينجاست كه هيچيك از اين تشكيككنندگان در ولادت حضرت حجةبن الحسن، امامت و كرامت پدرانش را نپذيرفتهاند، با اين حال مىخواهند ولادت فرزندش، امام مهدى(عج)، آشكارا بر آنان ثابت شود! نه، اين دور از انصاف است؛ صاحبان خانه به آنچه در خانه است، آگاهترند و در موضوع ولادتهايشان نيازى به داورى دشمنانشان نيست.