103آيا با اين اوصاف كسى حق دارد اعتقاد اماميه را به يهود، نصارا يا مجوس نسبت دهد؟ مگر اينكه بخواهد به پيامبر و سخن او چنين اتهامى وارد كند. ما از چنين چيزى به خدا پناه مىبريم و از معتقدان به چنين كارى نزد خداوند بيزارى مىجوييم!
چنانچه منتقدان شيعه نسبت به اين التزامشان با انصاف داورى مىكردند، هيچ مخالفتى با هيچيك از اصول اسلامى در آن نمىيافتند و هيچ منافاتى ميان آن با هيچيك از فروع شريعت نمىديدند و به اين شكل زشت و زننده، به آن حمله نمىكردند!
آرى كسانى كه روزهاى تاريخ را با خون امامان و يارانشان در دوران ظهور و حضور پر كردند و آثارشان را نابود ساختند و به آتش كشيدند، آنان را در سياهچالها زندانى كردند، خانههايشان را به تاراج بردند و براى خاموش ساختن نورشان، تحت مراقبت شديد قرارشان دادند، هنگامى كه در دوران غيبت كسى را نديدند به آزار و قتل و تعقيب او ادامه دهند، به ايجاد شبهه در اعتقاد نسبت به حضرت مهدى(عج)، غيبت و طول عمر او و همانند اين موارد همت گماشتند.
آنان صفحات كتابها را با انكارهاى بىدليل، تمسخر مؤمنان، مستهجن شمردن نظريه حضرت مهدى(عج) و زشت شمردن اعتقاد به غيبت و امامت شخصى غايب پر كردند!
فرق شيعه و مسأله حضرت مهدى(عج)
نخستين چيزى كه آنان عَلَم كردند، اختلاف فرقههاى شيعى بر سر موضوع حضرت مهدى(عج) است. آنها ادعا كردند شيعيان درباره امام پس