95اى ابوجعفر، تويى آن ولى و سرپرستى كه من دوستش دارم و به آنچه تو راضى باشى، راضىام و پيروى خواهم كرد.
-
اينك مردانى نزد ما آمده، احاديثى از شما نقل مىكنند كه سينههاى ما از شنيدن آنها تنگ آمده است. -
اينها احاديثى است كه مغيره در ميان مردم پخش كرده و بدترين چيزها همين بدعتهاى نوظهور است. 1
ج) رد سخنان باطلِ غاليان
اين افراد سخنان دروغى را به اهل بيت(ع) نسبت مىدادند و گاه اگر فرصت مناظره و احتجاجى با اهل بيت(ع) به دست مىآمد، از هرگونه بحث و مناظره واهمه داشتند؛ چه اينكه چون «ابن ابىالعوجا»ى زنديق مىخواست با امام صادق(ع) به بحث و مناظره بپردازد، «ابن مقفع» او را از اين كار برحذر داشت و به او گفت: «اين كار را نكن؛ چرا كه بيم دارم آنچه را به آن اعتقاد دارى بر تو فاسد گرداند». 2
وقتى كه سخنان باطل غاليان در خصوص اهل بيت(ع) به آن بزرگواران مىرسيد، آشكارا به رد آن سخنان مىپرداختند و اعتقاد حق را كه بر خلاف اعتقاد غاليان بود، براى مردم اثبات مىكردند؛ براى مثال: بسيارى از غاليان به خدايى ائمه معتقد بوده يا به حلول روح الهى در آنان اعتقاد داشتند؛ از جمله سخنان اهل بيت(ع) در رد اين اعتقاد، سخن امام صادق(ع) است كه فرمود: