94
هَذَا فى كُتُبِ أصْحَابِ أبىِ عبدِالله(ع)، فَلاَ تَقْبَلوا عَلَيْنَا خِلافَ القُرآنِ فإِنَّا إِنْ تَحَدَّثْنا بِموافَقَةِ القرآنِ ومُوافَقَةِ السُّنَّةِ إنَّا عَنِ اللهِ وَعنْ رَسُولِهِ نُحَدِّثُ ولا نَقولُ قالَ فلانٌ وفُلانٌ فَيَتَنَاقَضُ كلامُنَا، إِنَّ كلامَ آخِرِنا مِثلُ كَلامِ أوَّلِنا وكَلامَ أَوّلَِنا مُصَدِّقٌ كلامَ آخِرِنَا. فَإِذَا أَتاكُمْ مَنْ يُحَدِّثُكُمْ بِخَلافِ ذَلِكَ فَرُدُّوهُ عَلَيْهِ وَقُولُوا: أَنتَ أَعْلَمُ وما جِئْتَ بِهِ؛ فَإِنَّ مَعَ كُلِّ قَوْلٍ حَقيقةً وَعَلَيهِ نوراً، فَما لا حَقيقةَ مَعَهُ ولا نُورَ عَلَيهِ فذلِكَ قولُ الشَّيْطان. 1
همانا «ابوالخطاب» بر امام صادق(ع) دروغ بست - خداوند ابوالخطاب را لعنت كند - اصحاب او نيز تا به امروز در كتابهاى احاديث اصحاب آن حضرت دست برده و احاديث جعلى را در آنها وارد مىكنند. پس مطالبى را كه خلاف قرآن باشد، از قول ما نپذيريد؛ چراكه ما چون سخن بگوييم، حديثى خواهيم گفت كه موافق با قرآن و سنت است. ما از قول خدا سخن مىگوييم نه از قول فلان و بهمان كه سخنمان متناقض از كار درآيد. همانا سخن آخرين نفر ما با سخن اولين نفر ما يكسان است و سخن اولين نفر ما تصديقكننده سخن آخرين نفر ماست. پس اگر كسى نزد شما آمد و حديثى از ما نقل كرد كه اينچنين نبود، آن حديث را رد كرده و از او نپذيريد و بگوييد تو مىدانى و آنچه آوردهاى! همانا با هركدام از ما [ائمه] حقيقتى و هر كدام از ما پرتوى از نور است. پس هر سخنى كه فاقد اين حقيقت و اين نور بود، آن سخن از شيطان است.
ديگر كسانى هم كه داراى ذوق سليم و ايمان كاملى بودند، اين خطر را احساس مىكردند؛ بهگونهاى كه «ابوهريره عجلى»، يكى از شاعران آن زمان، نزد حضرت امام محمد باقر(ع) رفت و چنين سرود: