93
وَلاتَقْبَلوُا عَلَيْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبّنَا تَعَالَى وسُنَّةَ نَبِيِّنَا فَإنّا إذَا حَدَّثْنَا قُلْنا: قَالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ وقَالَ رَسُولُ اللهِ. 1
احاديثى كه به ما نسبت داده مىشود، نپذيريد، مگر احاديثى كه موافق با قرآن و سنت بوده يا احاديثى كه كنار آنها شاهدى از احاديث ثابت ما كه از قديم نقل شده [است] موجود باشد؛ زيرا مغيرة بن سعيد - كه خدا لعنتش كند - در نوشتههاى اصحاب پدرم دست برد و احاديثى به آنها افزود كه پدرم آنها را نفرموده بود. پس از خدا پروا كنيد و احاديثى كه مخالف با سخن پروردگار و سنت پيامبر ما بوده [است] و به ما نسبت داده شود، نپذيريد؛ زيرا چون ما حديثى مىگوييم، يا از قول خداى تعالى است يا مستند به سخنان رسول خدا(ص).
اصحاب آن بزرگواران نيز كه از صاحبان بصيرت و پژوهش و تحقيق بودند، كتابهاى حديثى را به دقت بررسى و گاه كه احساس مىكردند روايات جعلى ميان آنهاست، آن كتابها را به خود ائمه نشان مىدادند تا موارد جعلى از آنها حذف شود و روايات صحيح باقى بماند.
«يونس بن عبدالرحمان» مىگويد: به عراق رفتم و در آنجا برخى از اصحاب ابوجعفر (امام محمدباقر(ع)) را يافتم و اصحاب حضرت صادق(ع) نيز در آنجا فراوان بودند. من به استماع حديث از آنها پرداخته و كتابهاى حديثى آنان را به دست آوردم. سپس آن احاديث را بر حضرت ابوالحسن رضا(ع) عرضه داشتم. آن حضرت صحت انتساب تعداد زيادى از آن احاديث به امام صادق(ع) را انكار نمود و به من فرمود:
إنَّ أَبَا الخَطَّابِ كَذَبَ عَلَى أبى عَبْدِ اللهِ [(ع)] لَعَنَ اللهُ أبَا الخَطّابِ وكَذَلِكَ أصْحَابُ أبِى الخَطَّابِ يَدُسُّونَ هذا اْلأَحاديثَ إِلَى يَوْمِنَا