49
ب) پيروى از هوا و هوس
اين نيز عامل ديگرى براى بدعت نهادن در دين است. شهرتجويان و رياستطلبان و پيروان هواهاى نفسانى و مبتلايان به خودنمايى، همواره درصددند تا راه جديدى ابداع كنند و در اين مسير، گاه تا تأسيس فرقه يا مذهبى كه به آنها منسوب شود، پيش مىروند و حتى گاه به جايى مىرسند كه ادعاى پيامبرى مىكنند و فتنههايى برپا مىكنند كه از راه دين، منحرف و سرانجامش نابودى است!
صفحات تاريخ آكنده از مصداقهاى واقعى اين پديده است. يكى از اين مصداقها، پيدايش خوارج است كه حضرت اميرمؤمنان، على(ع) پس از پايان جنگ نهروان خطاب به كشتههاى آنان فرمود:
«بُؤْساً لَكُمْ! لَقَدْ ضَرَّكُمْ مَنْ غَرَّكُمْ»؛ «چه بدبختيد شما! آنكه شما را فريب داد، چه زيانى به شما رساند». به آن حضرت عرض شد: يا اميرالمؤمنين! چه كسى آنها را فريفت؟ فرمود:
الشَّيْطَانُ الْمُضِلُّ، وَ النَّفْسُ الأَمَّارَةُ ِالسُّوءِ، غَرَّتْهُمْ بِالأَمَانِيِّ، وَ فَسَحَتْ لَهُمْ فِي الْمَعَاصِي، وَ وَعَدَتْهُمُ الإِظْهَارَ، فَاقْتَحَمَتْ بِهِمُ النَّارَ. 1
شيطان فريبنده و نفسى كه به بدى فرمان مىدهد، آنان را با آرزوهاى دور و دراز فريب داد. راه گناه و نافرمانى را بر آنان گشوده، وعده پيروزى به ايشان داده و آنان را به آتش انداخت.
آن حضرت همواره مىفرمود:
إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ الله. 2