48حرف بدى زدى». ضحاك گفت: «عُمَر از اين كار نهى كرده است». سعد گفت: «رسول خدا(ص) اين كار را انجام داده است و ما نيز به همراه آن حضرت همين كار را كردهايم».
«زُهْرى» از سالم روايت كرده است كه وى گفت:
با ابنعمر در مسجد نشسته بوديم كه مردى از اهل شام آمد و از وى درباره حكم عمره تمتع پرسيد. ابن عمر در پاسخ او گفت: «كار خوب و زيبايى است». مرد شامى گفت: «پدر تو از اين كار جلوگيرى كرده [است]»! گفت: «واى بر تو! اگر پدرم از اين كار نهى كرده باشد، اما پيامبر خدا(ص)، خود، اين عمل را انجام داده و به انجام آن نيز فرمان داده است، آيا بايد نظر و رأى پدرم را بپذيرم يا رأى و نظر رسول خدا را! برخيز و از نزد من برو». 1
كسانى هستند كه مواردى را بر دين مىافزايند و چنين مىپندارند كه به نوعى برتر از ديگران شده يا به رتبه فضل و دانشى دست يافتهاند؛ زيرا چنين فردى در اثر زيادهروى، روشى غيرطبيعى و غيرعادى در عبادت ابداع كرده است. ولى در حقيقت با اين كار، هم در اداى حقوق خدا و هم در اداى حقوق مردم كوتاهى مىكند؛ از روح دين، اجتماعىبودن شريعت، حيات امت و وظايف رسالت بسيار دور افتاده است؛ از اطاعت و عبوديت خدا بيرون رفته، در برابر حكم خدا به حكم خود عمل مىكند. گويا آنان اين سخن خدا را نشنيدهاند كه مىفرمايد:
(قُلْ أَ تُعَلِّمُونَ اللّٰهَ بِدِينِكُمْ وَ اللّٰهُ يَعْلَمُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (حجرات: 16)
بگو آيا ديندارى خود را به خدا مىآموزيد! او تمام آنچه را در آسمانها و زمين است، مىداند و خداوند از همه چيز آگاه است.