161 بود كه علىرغم آن همه توجه و رسيدگى به مردم شام 1، امنيت و ثبات سلطنت او هماكنون از سوى آنان در معرض خطر جدى است. ازاينرو چارهاى نيافت جز اينكه اجازه دهد خاندان پيامبر براى شهداى كربلا به عزادارى بپردازند.
با آغاز عزادارى براى شهداى كربلا، گريه و شيون به مؤثرترين ابزار براى استيضاح دستگاه جابر اموى تبديل شد.
عاشورا طناب دار سلطنت ظلم، و كربلا تير خلاص استكبار يزيدى شده بود. گروه گروه مردم شام با اهل بيت به عزاداى و همدردى مىپرداختند و كار آن چنان بالا گرفت كه يزيد هم از عبيدالله بيزارى مىجست و به خاندان امام حسين(ع) اداى احترام مىكرد.
روزى از امام سجاد(ع) عذرخواهى كرد و گفت: «آنچه گذشت به عهدۀ فرزند مرجانه است. لعنت خدا بر پسر مرجانه! اگر حسين(ع) با من مواجه مىشد، هر چه مىخواست انجام مىدادم و با تمام قدرت از كشته شدنش جلوگيرى مىكردم؛ حتى اگر به هلاكت بعضى از فرزندانم مىانجاميد. اما آنچه اتفاق افتاد و ديدى، قضاى الهى بود. حال هر احتياجى داريد بنويسيد تا انجام دهم».2 2