129رسول خدا از تير نگاه شاميان در امان بماند.
شمربن ذى الجوشن برخلاف درخواست دختر على(ع) عمل كرد و آنها را از دروازۀ ساعات 1 كه براى ورود كاروان تزيين شده و مردم فراوانى از ساعاتى پيش در آنجا اجتماع كرده بودند، به شهر وارد كرد و در مكانى نزديك به مسجد جامع شام مستقر ساخت تا در معرض تماشاى مردم باشند.
اينجا شام است، شامىكه نزديك به چهل سال تحت تربيت اسلامِ بنىاميه، با تمامى اصالتهاى اسلام ناب در تعارض است. شامى كه در انديشۀ مردمش على(ع) واجبالقتل، و منابر مساجدش محل دشنام و نفرين خاندان وحى بود. عدهاى محدود هم كه نور هدايت بر قلوبشان تابيده، در مظلوميت، و اقليتى مطلق، سكوت و تقيه مىكردند.
اينجا شام است، جايى كه تلخترين ياد و خاطرۀ اين سفر سرشار از حماسه و مصيبت را در سينه حضرت سجاد(ع) كاشت: