128پندارى مانند اسيران رومى در ميان آنها هستيم و گويى آنچه پيامبر فرموده است، نادرست بود!
واى بر شما! نسبت به رسول خدا كفران نعمت كرديد و مانند راه گمكردگانى هستيد كه راهها را نمىشناسيد.
سرزمين شام
سرانجام ديوارهاى مركز حكومت بنىاميه پديدار شد و خاندان مصيبت زدۀ خسته و پريشان رسول خدا به سرزمينى گام گذاشت كه كانون ظلم و فساد و خيانت و ناجوانمردى بود و در باغ ياد و خاطرۀ خاندان پيامبر(ص) جز زشتى و سياهى يادگار و نشانى از سران شام وجود نداشت. مردم شام كه تربيتشدگان دستگاه تبليغاتى بنىاميه بودند، در شكستن صفوف مسلمانان و جلوگيرى از حكومت و ولايت امام على(ع) نقش تعيينكننده داشتند و هماكنون دلهاى لبريز از ريا و نفاق آنها از ديدار خاندان عصمت كه بر حسب ظاهر، جامۀ اسارت پوشيده بودند، شادمان مىشد. ازاينرو چون قافله به نزديكى دروازۀ دمشق رسيد، امكلثوم(عليها السلام) از شمر درخواست كرد تا اولاً آنها را از دروازهاى به شام وارد كنند كه كمتر مورد توجه و اجتماع مردم باشد و ثانياً سر مقدس شهدا را از محملها دور كنند تا مردم متوجه آنها شوند و نواميس