58مىگوييم: شايد نيت آنان پاك باشد و به انگيزه وجوب امر به معروف و نهى از منكر دست به اين كار زدهاند، ولى نمىدانند كه اداى تكليف امر به معروف و نهى از منكر بايد از روى حكمت و موعظه حسنه باشد، و اگر اين تكليف به مجادله كشيد بايد به نحو احسن باشد آنگونه كه خداوند متعال فرمود: (دعوت كن به راه پروردگارت با حكمت و موعظه حسنه و به نحو احسن با آنان جدال كن) و اين در پذيرش حق مؤثرتر و به حصول نتيجه نزديكتر است، و مخالفت با آنان اشتباه و حماقت مىباشد.
و هرگاه مسلمانى را كه نماز مىگذارد و واجبات الهى را انجام مىدهد و از محارم اجتناب مىكند و دعوت خدا را منتشر كرده و مساجدش را بنا مىسازد و عهدهاى او را برپا مىكند، به امرى دعوت كردى كه تو آن را حق مىپندارى ولى او آن را بر خلاف رأى تو مىداند - كه رأى علما از قديم در اقرار و انكار مختلف است - و رأى تو را نپذيرفت، اگر تو او را به كفر نسبت دهى به مجرد اينكه با رأى تو مخالفت كرده مرتكب گناه بزرگى شدهاى، و كار ناشايست انجام دادهاى كه خداوند تو را از آن نهى كرده و دعوت به پيگيرى حكمت و كار نيك نموده است.
وى همچنين مىگويد:
فاتضح لنا ممّا سبق من نصوص الكتاب و السنة، و اقوال الصحابة و من سار على طريق السلف من العلماء المتقدمين و المتأخرين، انّ الحكم على المسلم بالخروج عن دين الإسلام أو الدخول في الكفر لاينبغي ان يُقْدِم عليه مسلم يؤمن بالله و اليوم الآخر إلاّ ببرهان اوضح من شمس النهار، و حتّى من ثبت لنا