59
كفره ببرهان واضح فرأينا منه كفراً بواحاً، فانّا نحكم عليه بالكفر مع احتياط و تحرز في اللفظ، فلانتعدي الإطلاق الذي اطلقه الكتاب و السنة و لانتعدي منهج السلف في التكفير، فقد كانوا يعرضون ما ظهر من الناس على ما جاء في الكتاب و السنة؛ فان وجدوا فيهما اطلاق الكفر اطلقوه، و ان لم يجدوا توقفوا و حكموا على القائل أو الفاعل بالخطأ و الذنب العظيم. ثم انّه يستفسر هذا القائل أو الفاعل عن مراده؛ فان اتضح انّه يريد الكفر حكم عليه به، و إلاّ اكتفى بإطلاق الخطأ أو المخالفة أو الفسق عليه دون التكفير الإعتقادي. 1
براى ما ازآنچه گذشت از نصوص قرآن و سنت و اقوال صحابه و كسانى كه از علماى پيشين و متأخرين از طريق سلف پيروى كردهاند واضح شد كه حكم كردن بر مسلمان به خروج از دين اسلام يا دخول در كفر سزاوار نيست مؤمن به خدا و روز قيامت دست به اقدام آن زند، مگر با برهانى كه از خورشيد در روز روشنتر است، و حتّى كسى كه براى ما كفرش به برهان واضح ثابت شده و از او كفر صريح مشاهده كرديم بايد با احتياط حكم به كفر او نماييم و از هر لفظى احتراز جوييم و از اطلاقاتى كه قرآن و سنت به كار برده تعدى ننماييم، و از روش سلف در تكفير تجاوز نكنيم، زيرا سلف آنچه از مردم ظاهر مىشد بر قرآن و سنت عرضه مىكردند و اگر در قرآن و سنت اطلاق كفر را بر آن مورد مىيافتند اطلاق مىكردند، و اگر نمىيافتند توقف مىكردند و بر گوينده يا انجام دهنده، حكم به اشتباه و گناه بزرگ مىنمودند. پس