164
الفاسقين، و كان ينتقص النبي (ص) كثيراً بعبارات مختلفة و يزعم انّ قصده المحافظة على التوحيد. 1
... او در ابتداى عمرش حرص فراوانى به مطالعه اخبار مدعيان دروغين نبوت از قبيل: مسيلمه كذّاب، سجاح، اسود عنسى، طلحه اسدى و امثال آنها داشت. لذا در ذهنش ادعاى نبوت را مىپروراند و اگر مىتوانست كه چنين ادعايى كند آن را اظهار مىداشت و هرگاه كسى پيرو او مىشد در حالى كه حجّ واجب را انجام داده بود به او مىگفت: دوباره حجّ به جاى آور؛ چرا كه حجّ اول را كه انجام دادى در حال شرك بودى، لذا قبول نمىباشد و واجب را از گردنت ساقط نكرده است. و چون كسى مىخواست وارد دينش شود بعد از ذكر شهادتين به او مىگفت: بر خودت گواهى بده كه قبلا كافر بودى و نيز بر پدر و مادرت گواهى بده كه با كفر از دنيا رفتهاند. و نيز بر فلان شخص و فلان شخص گواهى بده كه كافر بودهاند، و اسم آنان كه جماعتى از بزرگان علماى پيشين بود را به زبان جارى مىكرد. و اگر او چنين گواهى مىداد او را مىپذيرفت وگرنه دستور مىداد تا او را به قتل برسانند. او تصريح مىكرد كه امت اسلام ششصد سال كافر بوده است. و نيز هر كسى را كه از او پيروى نمىكرد تكفير مىنمود گرچه از بهترين پرهيزكاران به حساب مىآمد و آنها را مشرك مىناميد و خونها و اموالشان را مباح مىكرد، و تنها ايمان را براى كسانى ثابت مىدانست كه از او پيروى كنند گرچه از بدترين افراد به حساب مىآمدند. او در بسيارى از موارد با عبارات گوناگون به