65محسوسات را منكر شده و در ضروريات، سرسختى و لجاجت كرده است.
صاحب اين رساله، برخى مقالات را ديده، كه نشان از تهديد، گمراهى و عمقبخشى به اين اختلافات شده است. به همين دليل، اين انسان مفلوك به تدوين چنين مقالاتى پرداخته و براى كسانىكه مطابق نظر وى فتوا مىدهند برجسته شده است. برخى 1 نيز با گفتهاى خندهدار و گريهآور، وى را تأييد كرده و گفتهاند:
توسل جستن در دعا، به اشخاص صالح و شايسته، به دليل مقام و منزلت آنان، عملى اختراعى و بدعت و وسيلهاى از وسايل شرك است. اختلاف در آن نيز، اختلاف در مسائل اعتقادى است، نه در مسائل فرعى؛ زيرا دعاى در توسل، از بزرگترين عبادات است و آوردن مطالبى به جز آنچه در كتاب و سنت آمده است، جايز نيست.
پاسخ
بر كسى پوشيده نيست كه احاديث و روايات صحيح و حسن، بر اين گفته خط بطلان مىكشد.
اگر چنانچه اين شخص، تنها به يكى از اين احاديث توجه كرده بود، با قضاوتى منصفانه و دورى از پيروى كوركورانه از ديگران به طور قطع از گفته خود، روگردان مىشد. به عنوان مثال حديث توسلِ فرد نابينا به پيامبراكرم(ص) و اعزام فردى كه از ناحيه عثمان بن حُنيف (نزد عثمان بن عفان) صورت گرفت و صحيحه حماد بن سلمه. حتى اگر حاضر نمىشد، از چنين تقليدى دست بردارد، شايسته بود كه از پيشوايش احمد بن حنبل